اصلاح طلبان،ائتلاف،انتخابات!
نزدیک به ده ماه به انتخابات دهم باقی مانده اما آنقدر تنور انتخابات در جبهه اصلاحات گرم است که گویی دو سه روزی بیشتر مجال برای رایزنی و گفتگو باقی نمانده است!
در حال حضر جبهه اصلاحات به سه ضلع تقسیم شده است :
ضلع اول : دوقلوهای مجاهدین- مشارکت که مرغ آنها یک پا دارد و خاتمی را تنها فرد شایسته ریاست جمهوری می دانند!!
ضلع دوم : اعتماد ملی و احزاب و گروههای هم پیمان و همفکرکه شدیدا به کار حزبی اعتقاد پیدا کرده اند(بعد از انتخابات نهم)و بر روی کاندیدای حزبی تاکید می کنند.
ضلع سوم : کارگزاران سازندگی که طبق معمول صداهایی که از آنها شنیده می شود نشاندهنده نوع تعامل و تفکر سیاسی این حزب در قیاس با سایرین است ؛ تفکری که با جهت وزش باد قدرت رابطه مستقیمی دارد! هنوز مشخص نیست کارگزاران در این بلوا طرف کدامیک از دو ضلع دیگر را می گیرد ؛ یا اینکه اصلا آیا خود این حزب از کاندیدای خاصی حمایت می کند؟
در مورد دسته اول باید گفت که اعضای این دسته از اصلاح طلبان دقیقا همانهایی هستند که به بیان سایرین تندرویهایشان باعث به شکست کشانده شدن حماسه بزرگ دوم خرداد شد.جالبتر اینکه همین گروه که زمانی به حضور احزاب و تفکرات مختلف شدیدا اعتقاد داشتند و برای هر تشکل سیاسی به راحتی مجوز فعالیت صادر می کردند تا با حضور افکار و عقاید متعدد و متفاوت باعث حضور پررنگتر آحاد مردم در صحنه های سیاسی شوند ، حال رویکردی را برگزیده اند که قبلا به این و آن انگ اتخاذ این عملکرد را می چسباندند و به آنها می توپیدند :
((يكي از دستاوردهاي حماسه تاريخي دوم خرداد ، التفات به ويژگي هاي مثبت پلوراليسم سياسي و اهتمام به افزايش كيفيت مردمسالاري در ايران بود. تكثر سياسي در اين گفتمان يك ارزش است و براي تمام جريانات قانوني مجوز فعاليت سياسي صادر مي شد. پلوراليسم سياسي پيوندي قابل توجيه با افزايش مشاركت عمومي و كارآمدي سياسي نظام برقرار مي كند و عقلانيت سياسي و كشورداري حكم به مطلوبيت آن مي دهد.))
روزنامه رسالت 13/6/87
اما امروز همانها که تا دیروز صدای حمایت آنها از تکثر سیاسی گوش فلک را کر کرده بود ، در برابر ظهور و حضور احزابی که علم مخالفت با تندروها و تندرویها در دست گرفته اند موضع می گیرند و حتی این احزاب و این عده را به جرم تفکر حزبی از دایره اصلاح طلبی خارج می کنند و آنها را دیگر اصلاح طلب نمی دانند! همانگونه که برخی از بزرگان این دسته درباره کروبی گفته اند: کروبی دیگر شیخ اصلاحات نیست!!! و اما فرد مورد نظر ابن دسته برای انتخابات ؛ ((خاتمی)).
رئیس جمهور دوران هشت ساله اصلاحات که به زعم مجاهدین – مشارکت تنها فردی است که توانایی مقابله با احمدی نژاد را دارد! جالب اینجاست که عروس مجاهدین - مشارکت هنوز مشغول چیدن گل است و به این زودیها هم قصد گفتن بله را ندارد!! البته شاید این یک استراتژی هوشمندانه انتخاباتی از سوی مجاهدین- مشارکت باشد تا حریف را با نوعی سر در گمی روبرو سازند! به هر حال نکته ای که بیان آن خالی از لطف نیست اینکه به اعتقاد دوقلوها تنها خاتمی است که می تواند منجی اصلاحات باشد ، در حالیکه برخی عقیده دارند اگر خاتمی بیاید و شکست بخورد رسما باید فاتحه اصلاحات را خواند(!!) چرا که خاتمی نماد اصلاحات است!
اما یک سوال ؛ اگر خاتمی نیامد چه باید کرد؟
ضلع دوم جبهه اصلاحات ، اعتماد ملی است که با اعلام حمایت از کاندیداتوری دبیر کل حزب یعنی (( مهدی کروبی )) اتحاد و وحدت در جبهه اصلاحات را تا مرز ناممکن بودن پیش برده است. اصرار اعضای این حزب و بویژه شخص کروبی بر حضور کاندیدای حزبی و حمایت اعتماد ملی ازآن باعث بروز اختلافات قدیمی طیف تندرو (مچاهدین- مشارکت) و طیف متعادل و مذهبی اصلاحات ( اعتماد ملی) شده است.
کروبی در جایی گفته است:
((اگر در انتخابات رياست جمهوري شرکت نکنم، نفر ديگري را معرفي خواهم کرد، در جلسه يي حضور يا عدم حضور خود را اعلام خواهم کرد و اگر قرار بر نيامدن بود، از قبل با فردي رايزني کرده و او را در آن جلسه معرفي مي کنم.))
روزنامه اعتماد 16/6/87
و در جایی دیگر از قول وی خواندم : ((با توجه به مشی حزب ، مبنی بر معرفی و حمایت از کاندیدای حزبی ، اگر آقای خاتمی هم به عنوان کاندیدا حضور یابند ، چون عضو اعتماد ملی نیستند ، ما از وی حمایت نمی کنیم ؛ مگر اینکه به اعتماد ملی بیایند!))
بنابراین اصلا نباید امید داشت به اینکه اعتماد ملی با دیگران برای ایجاد ائتلاف بر سر حمایت از خاتمی به توافق برسد. ضمن اینکه خود کروبی نیز پیش بینی کرده است از هر جناح دو نفر در انتخابات حاضر شوند!
و اما ضلع سوم جبهه اصلاحات ؛ حزب کارگزاران سازندگی که هاشمی رفسنجانی را پدر معنوی خود میدانند! برخی اعضای این حزب همچون غلامحسین کرباسچی ( شهردار اسبق تهران ) با انتقاد از رویکرد دو ضلع دیگر اصلاح طلب ، معرفی کاندیدایی را که مورد قبول هردو جناح اصولگرا و اصلاح طلب باشد راه حل نهایی برون رفت از بحران دولت نهم(!!!) می دانند و برای این منظور از افرادی چون ولایتی و روحانی نام می برند که البته مورد حمله شدید دوقلوها قرار گرفت!

در واقع کل جبهه اصلاحات استراتژی حذف احمدی نژاد را برگزیده اند ؛ زیرا با حضور وی و تفکر احمدی نژادی در قالب دولت ، اصلاح طلبان مجالی برای حضور در هرم قدرت نخواهند یافت اما دست و پا زدنهای کارگزاران ، بیش از دو دسته دیگر است و علت این امر نیز کاملا واضح و روشن میباشد ؛ دولت نهم و شخص رئیس جمهور به هیچ وجه دخالتها و حضور غیر موجه هاشمی و اطرافیانش را در محدوده قدرت تحمل نکرده و به سختی ایستادگی نموده است که ( البته بهتر است به جای واژه دولت نهم ، ((نسل جدید اصولگرایان)) را قرار داد !)
با این اوضاف بنظر میرسد کلاف سر در گم انتخاب نامزدی مناسب برای حضور در انتخابات دهم از سوی اصلاح طلبان ، پیچیده تر شود؛ البته پیش بینی شخص من اینست که در پایان خاتمی ، کروبی ، و احتمالا فرد سومی از میان عارف ، نجفی و روحانی ، کاندیداهای احزاب و گروههای اصلاح طلب خواهند بود. درباره این سه تن نیز اخباری حاکی از فعال شدن ستادهای انتخاباتی عارف و روحانی منتشر شده است ؛ تا آنجا که برخی خبرگزاریها از حضور مرتضی حاجی در ستاد عارف خبر داده اند و آمدن عارف را نشانه نیامدن خاتمی میدانند!
این وضعیت برای جبهه اصلاحات اصلا خوشایند نیست و قطعا مشکلات بسیاری را در ادامه راه برای اصلاح طلبان بوحود خواهد آورد که تن رنجور اصلاحات را به سکته نهایی نزدیک می کند!
