پایان ائتلاف اصلاح طلبان
((پایان ائتلاف اصلاح طلبان)) عنوان مقاله ای به قلم ((نصرت الله حیدری )) است که در روزنامه ((رسالت)) به چاپ رسیده است.
حیدری در این مقاله جنبش اصلاحات را به لحاظ ساختاری جنبشی نا متجانس می داند و در این باره می نویسد:
((اين جنبش به لحاظ ساختاري و فكري يك جبهه ناهمگون و نامتجانس است. در ائتلاف اصلاحطلبان افراد و گروههايي از نهضت آزادي ،جبهه ملي ،جبهه مشاركت ،مجمع روحانيون مبارز ،كارگزاران سازندگي و اعتماد ملي ،مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم و... حضور دارند.))
وی دوران دوم ریاست جمهوری خاتمی را مقارن با اوج گرفتن اختلافات شدید درون گروهی اصلاح طلبان میداند و آورده است:
((اين اختلافات كه بعضا بنيادي و راهبردي است به انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري نيز كشيده شد به طوري كه در اين جبهه ما شاهد كانديداهايي چون مهدي كروبي، مصطفي معين و مهرعليزاده براي اين دوره از انتخابات بوديم. اختلافات و نزاعها حتي منجر به صف بندي جديد در اين جبهه گرديد به طوري كه طيف سنتي و مذهبي اصلاحطلبان به سمت آقاي كروبي و عناصر راديكال و افراطي از مصطفي معين حمايت كردند.))
در ادامه این مقاله و در رابطه با اختلافات دو طیف رادیکال و میانه اصلاح طلبان آمده است:
((استعفاي حجتالسلام كروبي از دبيري مجمع روحانيون مبارز و تشكيل حزب اعتماد ملي ،افزايش روند انتقادها توسط طيفهاي نزديك به حجتالاسلام كروبي چون همبستگي، جبهه مردمي اصلاحات و ... از عملكرد سازمان مجاهدين و حزب مشاركت بخصوص در بحث وزرا و عملكرد مجلس ششم و اقدامات افراطيون يك ائتلاف جديد به رهبري اعتماد ملي در برابر تندرويهاي مجاهدين و مشاركت شكل گرفت. دامنه اين اختلافات به انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي كشانده شد .به طوري كه در آستانه اين انتخابات ما شاهد چند ائتلاف در جريان اصلاحات بوديم. وجه اشتراك همه اين ائتلافها ،شكست سنگين از اصولگرايان را ميتوان عنوان كرد.))
حیدری سپس به مواضع اصلاح طلبان در رابطه با انتخابات دهم می پردازد و می نویسد:
((اصلاحطلبان در آستانه انتخابات دهم رياست جمهوري برآنند تا با سرپوش نهادن بر اين اختلافات و چند پارگيها وانمودكنند كه به ائتلاف واحد و وحدت نزديك هستند. آنها حتي حاضر شدهاند براي تحقق اين مهم همه سرمايه خود را كه حجتالاسلام سيدمحمد خاتمي است به ميدان بياورند. استارت زودهنگام انتخابات رياست جمهوري و طرح كانديداتوري حجتالاسلام خاتمي براي غلبه بر اين فضا و عبور از اين چالشها طراحي شده است.))
نویسنده این مقاله شکل گیری ائتلاف در بین اصلاح طلبان را به دلیل ناهمگونی و مطالبات ادعایی اصلاح طلبان تقریبا غیر ممکن می داند. وی بیان میدارد حتی در صورت حضوردر انتخابات و پیروزی ، خاتمی قادر نیست تا ((به جمع كردن و به وحدت رساندن خواست و نظر اصلاحطلبان)) بپردازد.
حیدری حضور خاتمی را یک خودکشی سیاسی برای اصلاح طلبان دانسته (البته از قول کارشناسان !) و آورده است:
((برخي كانديداتوري خاتمي را يك خودكشي سياسي در شرايط كنوني ارزيابي مينمايند و معتقدند در صورت شكست آقاي خاتمي بايد ديگر فاتحه كل اصلاحات را خواند. كارشناسان معتقدند با توجه به مجموعه تحولات داخلي و خارجي امكان كانديداتوري آقاي خاتمي بسيار ضعيف خواهد بود امري كه خاتمي به طرفداران خود گوشزد كرده است))
این مقاله ((عدم اقبال عمومی )) را علت ترغیب خاتمی برای عدم کاندیداتوری میداند:
((آنچه خاتمي را در عدم كانديداتوري براي انتخابات دهم ترغيب نموده است عدم اقبال مردمي است . شايد آقاي خاتمي عدم اقبال مردمي به خود را از طريق شكست طرفداران خود كه در انتخابات هشتم با نام “ ياران خاتمي” پاي در ميدان رقابت نهاده بودند گرفته باشد. از ديگر دغدغههاي خاتمي عدم يكپارچگي و عدم دسترسي به ائتلاف را ميتوان برشمرد كه شايد حدس درستي باشد. اعلام زودهنگام كانديداتوري حجتالاسلام كروبي گوياي اين فرضيه بود و به درستي ميتوان گفت كه كانديداتوري كروبي پايان ائتلاف اصلاحطلبان را در آستانه انتخابات دهم رياست جمهوري كليد زده است .))
حیدری همچنین کاندیداتوری نوری را جدی ندانسته اما حمایت برخی از کاندیداتوری عارف را نشانه نیامدن خاتمی میداند:
((لبته در درون جبهه مشاركت و مجاهدين در كنار طرح كانديداتوري آقاي خاتمي بحث كانديداتوري دكتر محمدرضا عارف معاون اول خاتمي را نيز دنبال مينمايند به طوري كه برخي از نزديكان خاتمي چون مرتضي حاجي در ستاد انتخاباتي وي فعال هستند. كارشناسان طرح كانديداتوري عارف را نشانه عدم كانديداتوري آقاي خاتمي ارزيابي مينمايند.))


این مقاله اینگونه پایان می یابد:
((در كنار اين چالشها كه مورد اشاره قرار گرفت عدم اقبال عمومي را نيز ميتوان لحاظ نمود . مجموعه شواهد و قراين حكايت دارد از آن داردكه اصلاحطلبان در انتخابات دهم رياست جمهوري حداقل با سه گزينه به جز خاتمي چون: عارف، كروبي و يا روحاني به ميدان خواهند آمد.
نبايداز مجموعه تحولات اردوگاه اصولگرايان نيز غفلت كرد زيرا تغيير و تحولات در اين مجموعه بر ائتلاف يا چند پارگي در جريان اصلاحات تاثيرگذار است .))
